دومین یلدای نازنینم
دختر عزیزتر از جانم ! برایت در شب یلدا طلوع روشن فردا را آرزو
می کنم و امیدوارم که هیچ گاه شیرینی در کنار هم بودنمان را
فراموش نکنی و یلدایت پر از مهربانی و شادی باشد ...
شب چله مبارک 
دخترک شیرینم دوستت دارم تا بی نهایت![]()
امسال شب یلدا به خونه حاج آقا ( بابا بزرگ مامان ) رفتیم و اگه بدونی که حاج آقا چه قدر از دیدنمون خوشحال شد و یاد قدیما به خیر که همه می اومدند و خونه پر می شد از بچه ها 
اینقدر خاطره از با هم بودنمون دارم و دوست دارم وقتی بزرگ شدی برات یکی یکی تعریف کنم و ...
و یه اتفاق جالب این بود که خیلی دلم می خواست واسه بابا بزرگ تولد بگیریم و آخه تاریخ تولد 5 دی ماه بود و ما چند روزی زودتر تولد 89 سالگی حاج آقا رو به پا کردیم
![]()
![]()










دست مادر جون هم به خاطر دوختن پیرهن هندونه ای درد نکنه 

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



دومین یلدای نازنینم
