بلال خوردن دخترم
قند عسل مامان این روز ها خییییییییییییییییییییییلی شیطون شدی به حدی که اصلا قابل کنترل نیستی و منم بعضی اوقات کاسه صبرم لبریز میشه و ... دیروز غروب به حیاط رفتیم و بعد از آب بازی ، بابایی واسه ما رو آتیش بلال درست کرد و دخترم عاشق بلال شد اونم خام و اصلا اجازه نمی داد از دستش بر داریم یه جیغ بنفش می کشید تا ما عقب نشینی کنیم ...
نویسنده :
مامان زینب
1:26










